آدمها به زور هیچکجا جا نمیشوند..توی هیچ سوراخی..توی هیچ جای گشادی..بهتر است از دیروزام یاد بگیرام که دلام را برای کسی تنگ نکنام که ارزشی برایام قائل نیست..که نبودن و بودنآم برایاش مطلقن یکیست و این مطلقن اینقدر پررنگ است اینقدر پررنگ است..که چشمهام را میزند..باید یاد بگیرم که آدمها در99٪مواقع هستند چون کار دارند..و در نزدیک0٪مواقع به خاطر
دلتنگی یا هر چیزی شبیه آن هستند..باید فراموش کنم..
من از تنهایی درد کشیدنها لذت نمیبرم... از توی خیابانهای قدیمی دنبال اتفاقهای خوب گذشته گشتن بدم میآید... از گریه و بغض بهخاطر بی رحمی آدم ها خوشم نمیآید... از آدم های خودخواه خوشم نمیآید... از بودن با زور خوشم نمیآید... من از خیلی چیزهای آدمها خوشم نمیآید و میخواهم فراموششان کنم... می خواهم بگذارم بروند و این بار برایم اوضاع کمی فرق دارد... اینبار که میروند... راستش را بخواهی دیگر نمیآیند... میروند پی زندگیشان و دیگر نمیبینمشان... بگذار به زندگیشان برسند که فعلن از بودن و خواستن مهمتر شده... اما این بار خیلی خودخواهام و آرزوی خوش هم بدرقهشان نمیکنم... این بار بیشازحد دلگیرم...
حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف حرف ...
از من اثري ز سعی ساقی مانده ست
ReplyDeleteوز صحبت خلق بیوفایی مانده ست
از بادهی دوشین قدحي بیش نماند
وز عمر ندانم که چه باقی مانده ست